|
ـ سلام... .
ـ خیلی خوشحالم که اینجا می تونم بنویسم... . ( البته با کسب اجازه از عشقم )... . ـ وقتی می تونم بنویسم ٬ دیگه نگران نیستم ٬ حس می کنم خالی شدم ...! ـ اولین طعم بوسه ی عشق رو یادته؟ ؟ ؟ ... . خیلی عاشقانه و دوست داشتنی ٬ دستای گرمت تو ـ دستام٬ خیس عرق بودم ... خیلی عاشقانه وجودتو حس می کردم... تنها چیزی که کم بود یه ـ موسیقی لایت بود و یه نم باروون ... ! ( خیلی قشنگه وقتی من و تو با هم فکر می کنیم ... ) ـ همیشه آدما چیزایی دارن واسه ننوشتن ٬ اما من همیشه همه چیزا رو می نویسم... . ـ چون می دونم نوشتن کمک می کنه که بتونم درست فکر کنم٬ زندگی کنم٬ به نوعی احساساتم رو ـ سبک می کنه... ! ـ اینا رو می فهمی همسفرم؟؟؟... . + نوشته شده در دوشنبه دهم فروردین 1388 17:2 نوشته ی مرضیه |
|
| ||||||